فلاطوری

از سال 1941 در کنار کلاس‌های تحت طرح‌های آموزشی اروپایی دبیرستان، تحصیل در دانشگاه (مدرسه) اسلامی سنتی را آغاز کردم. علوم اسلامی (شامل زبان عربی و ادبیات، حقوق اسلامی، تاریخ اسلامی، منطق و فلسفه) را ابتدا دو سال در اصفهان، بعد از آن در تهران (2 سال)، در مشهد (6 سال) و مجدداً در تهران (3 سال) تحصیل نمودم. متناسب سیستم تحصیلی اسلامی از 1943 به تدریس مشغول گردیدم. بعد از تحصیل کافی و آموزش مُکفی، اجازه تعلیم را دریافت کردم. فیلسوف میرزا مهدی آشتیانی در سال 1951 برای تدریس فلسفه اجازه‌ای به من دادند.
تحصیل علوم اسلامی را من در مشهد با بالاترین درجه (درجه اجتهاد) به پایان رسانیدم، که در سیستم تربیتی اسلامی عملاً با Habilitaion مقایسه می‌شود. در واقع با قاضی اسلامی (Kadi) قابل مقایسه است. در کنار تحصیل در مدرسه، دومین مدرک تحصیلات دولتی را دریافت کردم، که تحصیل دولتی مطابق الگوهای اروپایی را در دانشگاههای تأسیس شده امکان‌پذیر می‌کرد. از سال‌های 54-1951 در دانشکده فلسفه و الاهیات دانشگاه تهران تحصیل کردم. در 1954 رشته فلسفه و الاهیات را با کار ترجمه کتاب المشاعر ملاصدرا و با درجه لیسانس فلسفه به پایان بردم. این رساله به عنوان بهترین اثر سال، نائل به درجه عالی علمی شد.
در اکتبر 1954 به آلمان آمدم و در دانشکده فلسفه تحصیلاتم را ادامه دادم. تحصیلات من در ماینس در تِرم زمستانی 55- 1954 تا ترم زمستانی 56- 1955 ادامه یافت. از ترم تابستانی 1954 تا ترم تابستانی 1957 من در دانشگاه کُلن بوده، و ترم زمستانی 58 - 1957 را مجدداً در ماینس و از 1958 در بُن تحصیل کردم. در آگوست 1960 در کَُلن به اخذ مدرک در امتحان بزرگ لایتن نائل گردیدم.
از آغاز ترم زمستانی 61-1960 در دانشگاه هامبورگ به عنوان استادیار (Lektorenstelle) مشغول گردیدم، در اینجا من به آموزش زبان فارسی، ادبیات فارسی مبادرت کردم و از طرف رئیس دانشکده، کلاس‌های دانشگاهی درباره فلسفه اسلامی گرفتم. این‌ها مشخصات کلاس‌ها در دانشگاه هامبورگ هستند.
رشته‌های تحصیلی من اغلب، فلسفه به عنوان رشته اصلی و روان‌شناسی به عنوان رشته فرعی بودند. به عنوان دومین رشته فرعی مدتی تعلیم و تربیت، جامعه‌شناسی، شرق‌شناسی، فلسفه حقوق و علوم مقایسه‌ای الاهیات خواندم، اما بالاخره علم مقایسه‌ای الاهیات را به عنوان دومین رشته فرعی انتخاب کردم.
در سال 1962 در رشته فلسفه با نگارش پایان‌نامه‌ام با عنوان «تفسیر اخلاق کانت در پرتو احترام» با پیوست مقدمه‌ای در تحصیل لغت‌نامه عمومی کانت دکتری خود را گرفتم. فعالیت‌های آموزشی خود را در دانشگاه هامبورگ ادامه دادم، تا اینکه از آغاز سال 1965 به اجازه مرحوم پروفسور دکتر اروین گرف و با حمایت مرحوم استاد (پروفسور) دکتر پاول و هیپرت به کُلن آمدم.
با حمایت مرحوم پروفسور دکتر گرف و رئیس دانشگاه، آقای دکتر ولفگانگ واگنر از سال 1968 کتابخانه‌ای برای تحقیق شیعه تأسیس نمودم، که در اروپا در نوع خود نمونه است و ضمناً از یک شهرت بین‌المللی بهره‌مند است. در سال‌های 72- 1971 ترجمه فارسی من از کار آقای پروفسور دکتر ب. اشپولر با عنوان ایران در زمان پیش از اسلام به عنوان بهترین ترجمه سال انتخاب گردید و برای دومین بار نائل به اخذ نشان علمی دولتی گردیدم.
در سال 1973 در دانشکده فلسفه دانشگاه کُلن (رشته اسلام‌شناسی) پیرامون موضوع تغییر جریان فلسفه یوانی از طریق تفکرات اسلامی تحقیق کردم. در تاریخ 24/10/1974 به عنوان «پروفسور» لقب یافتم که در تاریخ 26/8/1975 نامم در کمیسیون علمی به عنان پروفسور گنجانده شد.
در نوزدهمین کنگره شرق‌شناسان آلمانی در فرایبورگ، برنامه‌‌ای را برای تحقیق شیعه ارائه دادم، که اساس آن بررسی تفکرات شرق (به صورتی که در مورد قبول علمای مغرب‌زمین باشد) بود. بعد از این سخنرانی تقاضای دانشگاه توبینگن برای «تهیه و تکمیل اطلس مذهبی» و از طرف دانشگاه بُن «برای طرح اقلیت‌های اسلامی» واصل گردید. در سال‌های 1968 و 69 دو پیشنهاد برای رشته فلسفه، یکی از دانشگاه تهران و دیگری از دانشگاه مشهد رسید، که در آن مقام ریاست دانشکده الاهیات پیشنهاد شد، همین‌طور پیشنهادهایی از طرف دانشگاه شیراز و اصفهان و همین‌طور ریاست دانشکده فلسفه دانشگاه اصفهان بود. اما بعد از جایگزینی من در کمیسیون علمی و انتخاب پروفسوری من تمام این پیشنهادات را رد کردم.
در نامه‌ای در تاریخ 2/9/1354 مطابق نوامبر 1975 ریاست دانشکده الاهیات دانشگاه مشهد رسماًَ دعوت به هم کاری شدم، که در ترم زمستانی (آغاز فوریه و تا پایان آوریل) را به عهده بگیرم، که بلافاصله تعهد خود را به ایشان اطلاع دادم. اما این قول من به علت مرگ ناگهانی ریاست سمینارها علمی نگردید. ریاست دانشکده الاهیات دانشگاه نامبرده کُپی نامه رسمی او را تاریخ 31/1/1976 __ 11/11/1354 به مدیر دانشگاه مشهد برایم فرستاد. نیز در این نامه، ریاست و مقام پروفسوری رسمی از اکتبر 1976 در دانشکده الاهیات را مرقوم داشته‌اند. در این تقاضا، با قرارداد رسمی برای حقوق، مسکن و بلیت پرواز برای من و خانواده‌ام در بودجه سال 77- 1976/ 1355 لحاظ کرده بودند.

/ 0 نظر / 9 بازدید