بررسی روش شناسی منتقدین مکتب تفکیک

 

 آسیب‌شناسی «روش» ناقدین تفکیک

 

1) آشکار است که در بررسی نظرات یک اندیشمند، و یا در جمع دیدگاه‌های به‎ظاهر متناقض وی، باید به تمامی و یا امهات آثار آن متفکر پرداخت و یا از خواص شاگردان او پاسخ خواست تا به سوء فهم و برداشت دچار نشد. متأسفانه ناقدین محترم مکتب تفکیک، تاکنون در این‌باره کوتاهی کرده‌اند که نتیجه‌ای جز برداشت‎های ناصواب برای ایشان در بر نداشته است. تفصیل بحث، مجالی گسترده می‌طلبد ولیکن در ذیل، به ذکر نمونه‌هایی خواهیم پرداخت:

 

به‎عنوان مثال، یکی از انتقادات رایج نسبت به آرای میرزای اصفهانی، مخالفت ایشان با «عقل و بدیهیات عقلی» است. ناقدان با مفروض دانستن این مقدمه، بلافاصله سئوال می‌کنند که: «وقتی بدیهیات و برهان لمی نیز حجیت ندارد، چگونه و با چه ابزار دیگری می‌توان به هدایت این طایفه [منکران اعتقادات دینی و کسانی که اعتقاد به پیامبران ندارند] پرداخت[؟] ». (خسروپناه، غلامحسین؛ 1389: 134)

 

پاسخ آن‎که: آشنایان با مرام و مکتب میرزا، چنین سخنانی را فاقد ارزش علمی می‌دانند و انتساب «مخالفت با عقل و بدیهیات عقلی» را به آن متعقل بزرگ، از اساس دارای اشکال می‌شمارند. عبارات زیر را از مرحوم میرزا مهدی اصفهانی که از «تقریرات درس اصول» ایشان اخذ شده است، با دقت بخوانید:

 

«پایه‌های ادیان بر این اساس استوار - یعنی حجیت عقل هر عاقل بر خودش و معقولاتش و بر حجیت خود نسبت به معقولاتش - بنا شده است چراکه خطاب «آمنوا» متوجه همه‌ عقلا است، از کاملان گرفته تا متوسطان و ضعیفان. و معلوم است که این خطاب، شرعی نیست وگرنه دور لازم می‌آید؛ بلکه یک حکم عقلی و مستقل اولی است که باید عاقلان را به آن مستقل، تنبیه داد. انبیا فقط تنبیه‌دهنده و تذکاردهنده‌ به این امر بودند، و فقه و احکام [هم] بر همین اساس بنا شده است.»

 

(تقریرات درس اصول: 1و2)

 

کافی بود ناقد محترم به این اثر هم رجوع می‌داشتند تا هیچ‌گاه میرزای اصفهانی را متهم به «مخالفت با عقل و بدیهیات عقلی» نکنند و سئوال یادشده را نپرسند. آری؛ البته نظر مرحوم میرزا و شاگردان‎شان در رابطه با «حقیقت وجود و بداهت استحاله‌ اجتماع نقیضین» با صدرائیان تفاوت دارد که این اختلاف رأی، هرگز به معنای انکار «امور بدیهی» نیست. (دقت شود)

 

میرزای اصفهانی در ادامه تصریح می‌کنند:

 

 «پس به حسب واقع، امور بر دو قسم و صنف است: اول آن امری است که عقل هیچ بشری آن را مستقل نمی‌یابد. یعنی ملاک آن که عبارت از حسن و قبح است را هیچ بشری حتی خاتم الأنبیاء(صلی‌ا... علیه و آله وسلم) نمی‌یابد.... دوم آن امری است که عقل کل یعنی کامل‌ترین عقول آن را مستقل می‌یابد و این همان قسمی است که مستقل عقلی است و نیازی به شرع ندارد و مردم در رسیدن به هر یک از مصادیق این قسم، مختلف هستند؛ پس برخی مانند خاتم الانبیاء(ص) به کل آن متنبه هستند و برخی به عمده‌ آن و برخی به تعدادی کمتر و برخی به تعدادی کمتر از این و همین‌طور...» (تقریرات درس اصول: 27)

 

از گفته فوق برمی‌آید که مرحوم میرزا مخالف مستقلات عقلیه نبوده و این انتساب (مخالفت با بدیهیات عقلی) به ایشان باطل است.

 

 مرحوم میرزا بداهت «استحاله‌ ارتفاع و اجتماع نقیضین» را ناشی از «حقیقت وجود» می‌داند که در خارج، سبب تحقق «ماهیات» شده است. حقیقت وجود، از آن‌جا که «بالذات» «طارد العدم» است، لذا نفس «تحقق» اشیاء به استحاله‌ اجتماع نقیضین راهبری می‌کند و این تحقق را «بالوجدان» می‌یابیم.

 

 التزام آن مرحوم به این مطلب، در بحث از «وجود» خالق و مخلوق و در یک رتبه ‌نبودن آن دو، و نیز لازم نیامدن ارتفاع نقیضین در وجودْ ندانستن باری‌تعالی، مشخص است. البته باید توضیح دهیم که میرزای اصفهانی در این رابطه، بحثی دقیق را ارائه داده‌اند. «وجودی» را که وجدان می‌کنیم، وجودی است که «معدوم» شدن آن را نیز وجدان می‌کنیم. لذا این وجود، نمی‌تواند «عین» یا از «سنخ» وجود رب‎العزه باشد. در مقام «وجدان رب‎العزه» - که عجز و فقر و نیازمندی خود را به آن قادر قیوم (لااقل در حالت بأساء و ضراء) وجدان می‌کنیم - وجود او را عین حقیقیت شیئیه می‌یابیم که همه‌ موجودات به او نیازمندند؛ لذا باید وجود او را غیر از وجود مخلوقات دانست. به عبارتی دیگر، از آن‌جا که وجود او را در مقابل عدم نمی‌یابیم و تنها وجود مخلوق را در مقابل عدم می‌یابیم، فلذا حکم به بینونت این دو وجود می‌کنیم(بالوجدان) و از آن‌جا که وجود مخلوق، ذاتی ماهیت مظلم‎الذات نبوده و تعلق و عدم تعلق «نور وجود» به نفس وجود نیز نیست، از این‎جا پی به این مطلب عرشی می‎بریم که تعلق و عدم تعلق نور وجود، به مشیت صانع است، لذا آیه و نشانه‌ و ملْک اوست و تملیک آن، به مشیت او. مراجعه شود به ابواب الهدی، 1387: 216 و 217

 

 

 

2)‎ خلط مبحث:

 

دومین اشکال وارده بر ناقدین مکتب مرحوم میرزا مهدی، خلط مبحث و بی‎توجهی به موضوع مورد بحث توسط میرزا و دغدغه‌های اصلی ایشان است. به‎طور کلی، آرای هر اندیشمندی را باید در فضای فکری و جهان‌بینی او تحلیل کرد. به توضیحات زیر توجه کنید:

 

الف) یکی از دغدغه‌های اصلی در مکتب تفکیک، توجه به «ابدیت انسان» است. این مسئله‌ مهم و اساسی، متأسفانه اصلا مورد توجه ناقدین محترم قرار نگرفته است و در مقابل، همواره از «فلسفه» دفاع شده، نه از «اصول تأمین‌کننده‌ ابدیت انسانی». بی‎شک، در عرصه‌ اعتقادات و اخلاقیات و احکام حیات انسانی، آن‌چه بیش از همه اهمیت دارد، خلوص و میزان عیار آن‌هاست. لذا باید مستمسک اصلی انسان، حقایق وحیانی باشد، نه آن‌چه به‎واسطه‌ «قیاس» و «کشف»، موجب یقین و یا قطع برای نفس شده است. این «انانیت علمی» بیش از هرکس، دامن فلاسفه و عرفا را گرفته تا آن‌جا که «معانی وحی» را به نظرات خود برگردانده و اصالت را از «متن و مفسر حقیقی» آن گرفته‌اند. در متن اصلی مقاله، اشاراتی به این مطلب داشته‌ایم. (رجوع شود)

 

ب) مرحوم میرزا - با توجه به اصل قبل و برخلاف فلاسفه - که ابتدائا در مفاهیم کلی بحث می‌کنند و قواعد فلسفی را بر آن، بنیان می‌گذارند و حتی از واجب‌الوجود (به‎عنوان یک مفهوم کلی) بحث می‌کنند و سپس نتایج بحث را به مصادیق، جاری می‌سازند - بحث را از مصداق آغاز می‌کند؛ (دقت شود) و به‎عنوان مثال، خداشناسی را اختصاصا - و نه تخصیصا - از مباحث کلی فلسفی، خارج می‌کند و در این‌جا به رد «قیاس» می‌پردازد؛ پس رد میرزای اصفهانی بر قیاس، به‎طور کلی نیست، بلکه ایشان به بی‎اعتباری آن در مبحث «معرفت‎ا...» و - در درجه‌ دوم - فروع دین حکم می‌کنند. «قیاس» موردنظر میرزا در این مباحث، معنای مشترک قیاس منطقی و قیاس تمثیلی (قیاس مردود فقهی) است؛ یعنی «تقدیر شی‌ء به شی‌ء» که در اولی به‎واسطه‌ کبرای کلی، منتج بوده و در تمثیل به دلیل کلی نبودن کبری، منتج نیست.

 

اشکال فوق در اکثر نقدهایی که به مرحوم میرزا شده است، دیده می‌شود (به‎عنوان مثال: آیت‌ا... جوادی آملی، «منزلت عقل در هندسه‌ معرفت دینی: 186 و 188»؛ و دکتر ابراهیمی دینانی، «ماجرای فکر فلسفی: 424 و 426»). دیگران نیز به تبع این دو بزرگوار، نقل کلام می‌کنند.

 

ج) اولین و چه بسا بهترین مرتبه‌ نقد یک مکتب، نقد بر مبنای همان مکتب است؛ یعنی نقد و رد مدعیات یک مکتب براساس مبانی پذیرفته شده در آن مکتب. برای این مقصود، باید ابتدا با مفاهیم و تعاریف موجود در آثار آن مکتب آشنا شد تا از خطر نقد یک مرام فکری با استناد به تعریف مفاهیم در مکتبی دیگر ایمن ماند و دچار مغالطه‌ «مصادره به مطلوب» و اعتماد غلط بر ظن و گمان نشد.

 

به‎عنوان مثال، می‌توان به انتقادات یکی از این عزیزان اشاره کرد که با ذهنیتی برگرفته از کتب عرفانی و فلسفی به سراغ آثار میرزای اصفهانی و شاگردان ایشان رفته است و با کمال شگفتی، مرحوم میرزا و شاگردان ایشان را «وحدت وجودی» می‌خواند که همان مطالب عرفای وحدت وجودی را با زبانی دیگر بیان کرده‌اند! این ناقد محترم، مفهوم «وجدان رب‎العزه» را در آثار میرزا، حمل بر وحدت و فنای عرفانی کرده و سپس به تفکیکیان، تهمت وحدت وجودی - آن هم از نوع فلوطینی! – می‌زند. ان‌شاء‌ا... در فرصتی دیگر، نقدی مفصل بر این تهمت، خواهیم نوشت. باری این‎گونه مشکلات، حاصل بی‌توجهی، غرض‌ورزی، برخورد سطحی و همراه با پیش‌فرض‌ و نیز نقد «مبنایی» مباحث معارفی در مکتب تفکیک است.

 

متأسفانه قاطبه‌ ناقدان میرزا مهدی اصفهانی(ره)، به این معضل دچارند و چندان به هشدار‌های علمی تفکیکیان، توجهی نمی‌کنند و بیشتر به تکرار مکررات و رونویسی از نقدهای یکدیگر می‌پردازند تا انتقاد منصفانه و محققانه.

 

 

 

3) ناقدین محترم، هرگز به این نکته توجه نداشته و ندارند که پایه‌ مباحث مرحوم میرزا بر «وجدان» گذاشته شده است. بسیاری از نقدهای موجود، حاصل ذهنیت فلسفی و عدم رجوع به وجدان سلیم است. مثلا یکی از مباحث مهم، بحث از «علم» و حقیقت آن است. وجدان ما درمی‌یابد که «علم»، ذاتا «نور و کشف» است. لذا اطلاق آن بر «معلومات و صور مرتسمه در صقع نفس» کاملا تسامحی بوده و ریشه در حقیقت ندارد. از طرفی برخی از بزرگان فلسفه نیز به این مطلب اذعان داشته‌اند و در «روش» فلسفی خویش، به‎واسطه‌ تکیه بر کشف عرفانی و یا قیاس، از آن نیز فراتر رفته و افاضاتی داشته‌اند که خارج از حوصله‌ بحث ماست.

 

حرکت وجدانی، ریشه‌ تمام مباحث در مکتب تفکیک است و عیار «نظرات»، با آن سنجیده می‎شود؛ و حق هم همین است. میرزای اصفهانی اعتقاد دارد که اگر «وجدان» را مبنای مباحث علمی قرار ندهیم، دچار اشکالات و اشتباهات بسیاری خواهیم ‌شد، به‎طوری که فلاسفه دچار شدند؛ اختلافاتی که به قول خواجه نصیر هیچ‌گاه تمامی ندارد، زیرا در مقابل هر قیاسی، می‌توان قیاسی دیگر اقامه کرد؛ مگر آن‌که مباحث را بر مبنای وجدان سلیم عرضه بداریم چنان‌که کوشش و روش اصحاب مکتب تفکیک است.

 

با اکتفا به این مقدار، خوانندگان گرامی را به اصل مقاله در سایت پنجره ارجاع می‌دهیم

 

/ 1 نظر / 26 بازدید
Entities

با عرض سلام و آرزوی موفقیت بیش از پیش برای دوستان عزیز؛ از حضور و نظرات صائب دانش آموختگان علم الاجتماع مسرور میگردیم... در پناه صاحب الامر.