آیت الله شیخ هاشم قزوینی

آن‏گاه برای تکمیل مدارج عالیه استنباط به اصفهان عزیمت کرد و در آنجا نزد مرحوم «کلباسی» و «فشارکی» به کسب علم پرداخت و پس از شش سال اقامت به قزوین بازگشت.

طی این مدت، وصف حوزه علمیه مشهد را ـ که در آن دوران سرآمد مجامع علمی به شمار می‏آمد ـ شنید و طبع دانش پژوهش، او را مایل به مهاجرت به این سامان ساخت و به شوق وصول به این کانون معرفت، بار سفر بست. در مشهد از محضر آیات حاج آقا حسین قمی و میرزا محمد آقا زاده خراسانی (فرزند آخوند ملا محمد کاظم خراسانی، صاحب کفایه ) کسب کمال نمود و از دو استاد اخیر به اجازه اجتهاد مفتخر گردید و همین اجازه از طرف آیت اللّه‏ العظمی سید ابوالحسن اصفهانی به توقیع «صدر عن اهله و وقع فی محله» موشّح گردید.(2) و پس از بازگشت از عراق با مهاجرت آیت‏اللّه‏ میرزا مهدی اصفهانی به مشهد در سال 1340 ق(3)، مدتی نیز از محضر ایشان بهره برد و مبانی اصولی میرزا نایینی را از ایشان فرا گرفت.

علاقه و احترام به اساتید

از آنجا که استاد در شکل‏گیری شخصیت علمی و معنوی شاگرد نقش اساسی دارد، در اسلام سفارش بسیار شده است که احترام آنان حفظ شود. مرحوم حاج شیخ هاشم نیز مانند بسیاری از عالمان، به اساتید خود احترام فراوان می‏گذاشت و به آنان علاقه وافر داشت.

نامه‏ای از ایشان در دست هست که در سال 1362 ق به استادش حضرت آیت‏اللّه‏ میرزا مهدی اصفهانی نوشته‏اند(4) که نامه را با عبارت: «بِاَبِی اَنْتَ وَ اُمّی»؛ «پدر و مادرم فدای تو باد!» آغاز می‏کند و پس از اظهار ارادت فراوان می‏نویسد:

«دعاگو قبل از عید نوروز به سمت عتبات حرکت کرده بودم، لذا از تشریف فرمایی جناب عالی به طرف تهران مطلع نشده، بعد از مراجعت هم به فاصله چند روز به مشهد حرکت نموده، در میامی، از توابع مشهد مطلع شدم که در تهران توقف دارید. در هر صورت میل دارم بقیه عمرم در خدمت شما صرف شود و فعلاًمتحیّرم که چه باید کرد. آیا جناب عالی میل دارید در تهران بمانید یا در عتبات متوقف خواهید شد یا مراجعت خواهید فرمود، و علی فرض اخیر، چه مقدار در تهران خواهید بود؟ اگر مدت زیاد است همان جا خدمت برسم. علی کلّ حال خوب است مخلص را از حال تحیّر خارج فرمایید.»

در پایانِ نامه می‏نویسد: «اگر امری، نهیی و خدمتی باشد به ارجاع آن سر افرازم فرمایید. و استدعا دارم که به دستخط شریف هر چه زودتر از حالات خودتان مرقوم و قلب افسرده و پژمرده دعاگو را روح تازه و حیات نوین بخشید.»(5)

شاگردان شیخ

مرحوم آیت‏اللّه‏ حاج شیخ هاشم قزوینی قبل از حادثه گوهرشاد و پس از سقوط رضاشاه و احیای مجدّد حوزه مشهد، یکی از بهترین مدرسان سطوح عالی، کفایه، رسائل و مکاسب بود. در دوران حضور پربرکت چهل ساله مدرس قزوینی در مشهد مقدس، شخصیتهای بسیاری ازمحضر وی بهره برده‏اند. به نقل از استاد واعظ‏زاده خراسانی، شاید بیش از هزار طلبه در مدت مدید تدریس او از درس وی استفاده کردند.(6)

آیت‏اللّه‏ حاج شیخ هاشم قزوینی

از شاگردان مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی می‏توان به شخصیتهای زیر اشاره کرد:

مقام معظم رهبری آیت اللّه‏ العظمی خامنه‏ای ، شهید آیت اللّه‏ سعیدی، آیت اللّه‏ العظمی صالحی مازندرانی، آیت اللّه‏ خزعلی، آیت‏اللّه‏ میرزا حسنعلی مروارید، آیت اللّه‏ واعظ زاده خراسانی،آیت اللّه‏ میرزا جواد آقا تهرانی،  آیت اللّه‏ سید جواد سبزواری، آیت اللّه‏ شمس، آیت اللّه‏ لنگرودی، آیت اللّه‏ محمد باقر ملکی، مرحوم آیت اللّه‏ میرزا محمد انواری، آیت اللّه‏ واعظ طبسی، آیت اللّه‏ حاج میرزا مهدی نوغانی، آیت‏اللّه‏ عبد الجواد غرویان، استاد محمد رضا حکیمی، حجت‏الاسلام والمسلمین استاد محمد کاظم مدیر شانه چی، استاد محمد تقی شریعتی مزینانی، حجت‏الاسلام والمسلمین محمد شریف رازی، حجت‏الاسلام والمسلمین سید علیرضا قدّوسی، حجت‏الاسلام والمسلمین دکتر سید جواد مصطفوی، استاد محمد باقر بهبودی، دکتر محمد جعفر جعفری لنگرودی، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی،  دکتر عبد الجواد فلاطوری، شهید حسین آستانه پرست، مرحوم حاج علی اصغر عابدزاده، استاد شاعر، مرحوم ذبیح اللّه‏ صاحبکار

رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در توصیف ابعاد شخصیت استاد فرزانه‏اش می‏فرماید:

«پس از اینکه شرح لمعه را تمام کردم، رفتم درس مکاسب و رسائل مرحوم آیت اللّه‏ شیخ هاشم قزوینی (که از شاگردان مرحوم آقا میرزا مهدی اصفهانی) و اهل ریاضت و مدرس درجه یک مشهد و بسیار مرد محترم و ملا و معروف در بین خواص مشهد، مرد آزاده و روشن ضمیر بود. به خصوص در نزد اهل علم، ایشان مرد ملاّ و جامع و خوش بیان بودند؛ به طوری که من در نجف و در قم که اغلب درسهای آنجا را رفتم کسی به خوش بیانی ایشان ندیدم. بخش عمده درس رسائل و مکاسب و کفایه را پیش ایشان خواندم... یک مدتی هم درس خارج حاج شیخ هاشم قزوینی رفتم؛ یعنی ایشان با اصرار خود ما یک درس خارج اصول شروع کرد. مرحوم شیخ هاشم با بحث وسیع، همه اقوال را نقل می‏کرد و بعد رد می‏کرد.»(11) 

عروج ملکوتی شیخ هاشم قزوینی

جامه مرگ بر قامت همگان دوخته شده و مرگ خواسته یا ناخواسته به سراغ همه خواهد رفت و خوشا به حال کسانی که روحشان آراسته به معنویات به سوی محبوب پر کشد.

آقای حاج شیخ موسی، داماد آیت‏اللّه‏ حاج شیخ‏هاشم‏که سالها پیش مرحوم شده‏اند، نقل کرده است، جریان رحلت ایشان از این قرار بود که مرحوم شیخ هاشم، روز وفات به حمام می‏روند تا خود را پاکیزه کرده برای عروج ملکوتی آماده کنند. حمام ایشان طول می‏کشد. خدمتکار ایشان سؤال می‏کند: آقا! چرا حمام شما این همه طول کشید؟

ایشان پاسخ می‏دهند: بله، طول کشید.

بعد از حمام برای ایشان یک استکان چایی می‏برند و کس دیگری را کنار ایشان مشاهده می‏کنند. چایی برای میهمان می‏برند. بعد از مدتی میهمان ناشناخته ناپدید می‏شود و شیخ جان به جان آفرین تسلیم می‏کند.

نقل دیگر(39) آن است که مرحوم آیت اللّه‏ شیخ هاشم روز وفات به حمام می‏روند و بعد از حمام تمام گلهای باغچه منزل را می‏چینند. در همین وقت کسی درِ منزل را می‏زند و میهمانی وارد می‏شود. برای میهمان چای می‏برند، ولی بعد از چند لحظه میهمان غایب می‏شود و مردم بدون اطلاع اهل منزل جهت تشییع جنازه هجوم می‏آورند.

سرانجام مدرس والامقام حوزه علمیه مشهد، آن عالم مذکّی و مربی، پس از شصت و نه سال عمر با برکت، چهل سال تدریس و تربیت شاگردان برجسته و وارسته در تاریخ 22 مهر ماه 1339 ش همزمان با بیستم ربیع‏الآخر 1381 ق درگذشت و در مدخل ورودی حرم مطهر رضوی، از طرف ضلع شمالی صحن آزادی (صحن نو) کفشداری شماره 7، به خاک سپرده شد.

 منبع: سایت تبیان

/ 0 نظر / 156 بازدید