آیات العقائد (اثر آیت الله سیدان)

قرآن کتاب توحید است و بیان می‌دارد که به زبان عربی مبین (و جدا از ابهام و پیچیدگی) نازل شده و بیان‌گر حقایق است و بیان هرچیزی را می‌توان در آن یافت.

از میان تعالیم و آموزه‌های فراوانی که در قرآن آمده و بجاست دربارة هر یک از آنها پژوهش‌های گسترده‌ای در ابعاد مختلف صورت گیرد، برخی آیات اعتقادی قرآن که حاوی معارف والایی است، در این سلسله درس‌ها تبیین شده و شیوة درست بهره‌مندی از قرآن در این زمینه ارائه گردیده و خطرهایی که در این راستا وجود دارد و دامن‌گیر برخی از پیروان مکتب فلسفه و عرفان اصطلاحی شده است، یادآوری گردیده است.

چکیدة سخن در این زمینه این است که در معارف قرآنی (به‌ویژه در آیاتِ اعتقادی توحید و معاد) باید روش تعقُّل در تعالیم وحی را در درجة نخست اهمیت قرار داد. بی‌گمان برای اثباتِ خدا و سایر اصول اعتقادی، میزان و ملاک و ابزاری جز عقل نمی‌توان یافت، لذا، پس از دست‌یابی عقل به معارف والا و ناب و گستردة وحی، هر آنچه از معارف وحیانی دریابیم، گویا - به واسطه - از حکم عقل پیروی کرده‌ایم.

پس از آنکه وحی با عقل اثبات شد، عقل خود درمی‌یابد که وحی منبعی استوار و مطمئن برای دریافت حقایق است؛ زیرا عقل به محدودیتِ خویش پی می‌برد و خطاها و شوائب و اَوهامی که در این راستا ممکن است عاقل را به لغزاند و به کژ راهه سوق دهد و از حقیقت دور سازد، در نظر می‌آورد.

و از سویی عقل درمی‌یابد که خطا و محدودیت، در وحی راه ندارد؛ زیرا تعالیم وحی (قرآن و سخنان پیامبر(ص(و خاندان عصمت?) برگرفته از علم نامتناهی حضرت حق است، پس لازم و ضروری است انسان از آن غفلت نکند و در مسائل و مباحث مختلف دینی از این منبع اصیل و عظیم استفاده کند.

البته چنان‌که پیداست آیات و احادیثی مورد استفاده قرار می‌گیرد که از متشابهات نباشد و از روشنی دلالت برخوردار باشد، چنان که در احادیث، افزون بر روشنی دلالت، قوت سند و صحت انتساب آن به معصومین?نیز باید احراز گردد. با توجه به آنچه گفته شد سعی بر آن است که با به کارگیری نور عقل در آیات قرآن تدبّر شود و بیانات پیامبر گرامی اسلام و عترت آن حضرت که مفسران حقیقی قرآن کریم‌اند در کانون توجه قرار گیرد.

آری، باید نخست، به کسانی رجوع کنیم که اعتبارشان را از خدا و پیامبرش گرفته‌اند و سخنشان مستند به وحی است و حجت دانسته می‌شود(نه آرای پراکنده و مختلف بشری که در معرض انحراف می‌باشند) از این روست که رسول گرامی اسلام از مسلمانان می‌خواهد که به قرآن و عترت دست آویزند و با عقلشان سوی قرآن و عترت بروند؛ زیرا آنان مردمان را از ظلمت‌های گوناگون سوی نور رهنمون می‌گردند.

امام صادق? از پدر بزرگوارشان روایت می‌کنند که پیامبر? در خطبه‌ای فرمود:

و بَعَثَ إلیهم الرُّسُل لِتکونَ له الحجّةُ البالغةُ علی خلقه، و یکونُ رُسُلُه إلیهم شهداءَ علیهم؛ و ابتعث فیهم النبیین - مبشرین و منذرین - لِیَهلِکَ مَن هَلَکَ عن بیِّنة و یَحیَی مَن حَیّ عَن بَیِّنة، و لِیَعقِلَ العبادُ عَن رَبِّهم ما جَهِلُوه، فَیَعرِفوه بربوبیّته بعد ما أنکروا، و یُوَحِّدُوه بالإلهیّة بعد ما عَضَدُوا (عَنَدُوا)؛[1]

خداوند رسولانش را سوی مردم فرستاد تا برای او حجتی رسا بر خلقش باشند، و این فرستادگان بر خلق گواه باشند؛ و در میانشان پیامبران را - با مژده و بیم - برانگیخت تا هر که هلاک می‌شود با بیّنه [آیت و حجتی روشن] هلاک گردد و هرکس [به هدایت و حق‌شنوی و حیات دینی و اعتقادی درست] جان می‌گیرد و حیات می‌یابد با حجت زنده شود.

وبرای آنکه بندگان عقلشان را دربارة آنچه نمی‌دانند،و از پروردگارشان رسیده به کار اندازند [و حقایق دین را از پروردگارِشان دریافت دارند] و ندانسته‌ها را بیاموزند و پس از انکار، پروردگارشان را بشناسند و بعد از رفتن [و سرگردانی] به این‌سو و آن‌سو(یا بعد از عناد و ستیزه‌جویی) یکتاپرست گردند.

در این راستا چند نکته شایان توجه است:

1. بدیهی است که مطالب وحیانی هرگز با حکم عقل مخالفت ندارد و مطابق با واقع و حقیقت می‌باشد؛ زیرا حقایقی است که از علم بی‌خطای حضرت حق نشأت می‌گیرد. در صورتی که مطلبی در قرآن و حدیث به گونه‌ای باشد که ظاهر آن با عقل سازگار نباشد، باید توجیه شود، هرچند در این گونه موارد می‌توان توجیه لازم را در تعالیم وحیانی یافت و خود معصومین? بهترین توجیه‌ها را ارائه کرده‌اند.

2. تردیدی نیست که بعضی از آیات قرآن دارای تأویل است، یعنی افزون بر آنچه از ظاهر آنها استفاده می‌شود، دارای معنی و معانی دیگری است که ابتدائاً از ظاهر آنها به نظر نمی‌آید. روشن است که چنین مطالبی را که در ظاهر آیات نمود ندارد (تأویلات) جز از طریق معصومین? نمی‌توان پذیرفت؛ زیرا ارائه مطالبی به عنوان مراد پروردگار متعال از آیات قرآن تنها از طریق حاملین وحی پذیرفتنی است و تأویلات دیگران در صورتی که منافات با اصول وحیانی هم نداشته باشد، بر صحت و حجیت آنها دلیلی وجود ندارد؛ زیرا چنان‌که گفته شد و همگان می‌دانند معیار و میزان حجیت، عقل صریح و قرآن شریف و عترت پیامبر گرامی می‌باشد و تأویلات غیر مستند به معصومین? مستفاد از موازین یاد شده نیست.

 

3. هرگاه در تعالیم وحی، مصداق آیه، به صورت انحصاری مشخص شود، جایی برای طرح دیگر احتمالات و برداشت‌ها نیست و با وجود سخن معتبر معصوم? تعمیم آیه به معانی دیگر درست نمی‌نماید.

آری، اگر انحصاری در تعیین مصداق نباشد، در آن صورت می‌توان مصداق‌هایی را به عنوان یک احتمال برای آیه مطرح ساخت.

4. برداشت‌های مختلف و استنباط‌های گوناگون مفسران از آیات قرآن، هرگاه با اصول شریعت و عقاید استوار مذهب و مبانی دین و دیگر آیات و تعالیم وحیانی ناسازگار نباشد و به خدا و قرآن هم نسبت داده نشود، طرح آن به عنوان یک احتمال و استحسان و سخن علمی در ذیل آیات اشکالی نداشته و سودمند است.

5. هرگونه فهم تفسیری از آیه، در صورتی قابل اعتناست که برخلاف لغت عرب و ظاهر صریح الفاظِ آیه، نباشد و به عبارت دیگر آیه تحمل آن را داشته باشد و از نظر ادبی و معنا - به گونه‌ای - آن مفهوم را برساند.

6. در میان مکاتب و اندیشه‌های بشری، می‌توان آموزه‌های درستی را یافت، لیکن سخنان نادرست بسیاری هم دارند که در موارد زیادی ناخودآگاه ذهن‌ها را پر می‌سازد و شخص به باورهایی می‌رسد که رهایی از آنها دشوار است.

از این‌رو، شایسته و بسیار بجاست که قبل از شکل‌گیری و نهادی شدن آرای بشری در ذهن، از مطالب وحیانی استفاده شود.

و بسی جفاست که مسلمان پیش از سخن وحی، بینش‌ها و دیدگاه‌های بشری را وارسی کند و با ذهنی آکنده از رسوبات مکاتب و گرایش‌های گوناگون که دیگر دانش‌ها آن را شکل داده‌اند به سراغ آموزه‌های وحیانی آید.

از خدای متعال می‌خواهیم که ما را جویای حق ساخته و در صراط حق پایدار بدارد و پیوسته ما را از آموزه‌های مکتب وحی بهره‌مند سازد و از معارف قرآنی و حدیثی سیرابمان نماید و از وادی لغزنده و هلاکت‌ساز تفسیر به‌رأی‌ها و تأویلات ناشایست و نسبت‌های ناروا به دین، مصونمان بدارد و ما را توفیق دهد که عقاید حقه و معارف وحیانی را آمیزة جانمان کنیم و در راه نشر مکتب اهل البیت? کوشا باشیم و سرمایه حیات و عمرمان را بیهوده صرف تقلید از این و آن (انسان‌هایی که در معرض خطا و اشتباه‌اند) نکنیم، و جز وحی هیچ سخن دیگری را خطاناپذیر نشماریم، و آوازة نام و شهرتِ شخصیت‌ها ما را نفریبد و از نقد و بررسی سخنشان به هراس نیفتیم. حمد و سپاس ویژة خداست که پروردگار جهانیان است.

 

بخش پژوهش

مدرسة علوم دینی حضرت ولی‌عصر

/ 0 نظر / 52 بازدید