خاطره

این خاطره توسط یکی از مراجعه کنندگان به وبلاگ نگاشته شده است که عیناً در اینجا می آوریم.
سلام علیکم

جا داره خاطره ای از مرحوم پدرم برایتان نقل کنم.
پدرم مرحوم حجه الاسلام و المسلمین علی میرزاآقازاده خراسانی معروف به شیخ عیسی خراسانی می گفت یکبار که به جبهه اعزام شده بود برای تبلیغ در اولین روز ورودش به مکان پیش بینی شده هنگام نماز ظهر وقتی وارد مسجد می شود برای اقامه نماز جماعت ناگهان چشمش به مرحوم آیت الله میرزا جواد تهرانی برمی خورد. ظاهراَ آن بزرگوار پدرم را شناخته (پدرم شاگرد ایشان در مشهد بوده اند) پیش دستی کرده جانماز برای پدرم تهیه کرده و ایشان را قسم می دهند که ایشان را به سایرین معرفی نکنند چون ایشان در آن برهه از زمان به صورت فرد ناشناخته در جبهه حضور داشتند.
در اواخر عمر پدرم به بهشت زهرا رفتیم و همانجا به سر مزار بدون نام آن بزرگوار رفتیم و این خاطره را همانجا پدرم برایم نقل کرد.
عاش سعیدا و مات سعیدا
نویسنده:عباس میرزاآقازاده خراسانی
/ 0 نظر / 9 بازدید