نقد تفکیک و تفکیک نقد

 

بخش نخست

«لا أضحَکَ اللّهُ سنَّ الدَّهرِ إنْ ضَحِکَتْ

وآلُ أحـمَـدَ مـظـلُومُـونَ قــد قُـهِـرُوا!»

مُـبَعَّدُونَ نُـفُـوا عـن صــدرِ مَـدْرَسـِهِـم

و‌عــن بـیـانِ کـتــابِ اللّهِ إذ هُـجِــرُوا

ألَـم یَـکُـونُـوا هِضـابِ العِلمِ فـی عِصَمٍ

ألـیـس عـِـنـدَهُـمُ الآیـاتُ و‌السُّـوَرُ؟؟

فـیــا لِـفــاجِـعَـةِ الإسـلام إذ مَـنَـعُـوا

معـادنَ الـوحـی مِـنْ تَعلِیـمِ مـا اُمِـرُوا!

و‌اللّه، إنّـهُـمُ فــی کُـلِّ ‌مُــوقِـفـِهــِم

لِـبَـثَّ مــا جـاءَ فــی‌الآیـاتِ مَـدَّخَـرٌ

أبــاقــرٌ،‌لَیـسَ بــالقــرآنِ مُـقـتـرِنــاً

أصـادقٌ، لَیـسَ مِنـهُ الـعـلمُ یَنتَشِـرُ؟؟

وهَل یکونُ الرِّضـا، فی‌الاحتجاج‌علی

أهـلِ الضّـلالاتِ، لا یُقفـی لَـهُ أثَــرٌ؟

أغیـرُهم وَصَـفُـوا لِلعـقـلِ مــا وَصَـفُـوا

أم مـِنْ دفـائِـنِـهِ عــن غیـرِهِـمْ ‌خُـبِـرُوا

أیبتغـی النّاسُ عَدلاً، فـی سِوی حِـکَمٍ

مِـنـهـم رَواهـا عُـدولٌ، کُـلَّمـا أثَــرُوا

فَـدَع یَمُـصُّـوا ثِمـادَ الـجَـهل فـی غَرَرٍ

و‌خُـذ بِمَـن جـاءَ فـیـهِ الـذِّّکـرُ والزُّبُـرُ

و‌سـاسةُ الوقتِ صَدُّوا النّـاسَ عـن سُبُل

تَهـدی إلَیْهم،‌فـمـا شـاعَـتْ لَهُم فِـکَرٌ

إلاّ لَـدی عُصـبـةٍ قامَـت بـخـدمـتـِهـم

فی ضـبطِ مـا علَّمُوا،‌أو‌حـِفظِ ما ذَکَرُوا

حُـلِـلَّّـت دِمــاؤُهُـمُ فــی کُـلِّ نـاحـیـةٍ

فـی الذَّبِ عـن ذاتِ دین اللّهِ، مـا فَتَرُوا

و‌هَـل نبـیٌّّّ هَـدَی الأقــوامَ فــی خُـلُـقٍ

بِـمـثـلِ هـذا یُجــازی، أیُّـهــا البَـشَـرٌ

و‌هَـل بـیـونـانَ، أو رُومـانَ، یُـوزنُ مـا

قـد أنـزَلَ الـلّهُ فـی ذِکـرٍ لَـهُ الـخَـطَــرُ؟

و‌هَـل یُـؤَوّلُ هـنـدیّــاً، هـدایــةُ مَــن

قـد مَـنَّ ربُّ الـوَری، إذ جـاءَ یَـدَّکِــرُ؟

و‌هَـل وَفَـیـنــا،إذا یــومُ السّـؤالِ أتـی

حـقَّ الکِتـابِ الّـذِی بالوَحـی مُـزدَهِـرٌ؟

وهَـل سَلَکنـا سبیلَ الصّـادقیـن، و هُم

مَخـازنُ العلم، إن غـابُوا،وإن حَضَرُوا

و‌هَـل یُقـارَنُ بالوَحـی القـویـم،‌و‌هَـل

بِـهِ تُـســاوی فُـهـومُ الـقــومِ‌و‌الـنَّـظَـرُ

و‌هَـل لَـدی غیـرهِم، یَبغُـونَ مُنتَجـعـاً

لِلعلم، یـا لَلهُـدَی المظلـوم، فَادَّکِرُوا

نَعَـم، سـَیـُبـطـِلُ ذی الآراءَ مـبـتــدراً

مَهـدیُّهُـم، حـینَ جـاءَ الوَعـدُ و‌النُّـذُرُ

ترجمه:

1ـ خداوند، روزگار را ـ اگر هم بخواهد بخندد و شاد باشد ـ نخنداند و شاد نگرداند، زیرا آل محمّد‌(ص) ، همیشه‌ی روزگار مظلوم بودند و مقهور!

2ـ آنان، راهی به صدر مجالس تعلیم و تربیت اُمّّت (که حقّ ایشان بود) نیافتند، و امکان بیان کتاب خدا برای آنان دست نداد، که همواره مهجورشان داشتند و از خلقها دور!

3ـ آیا ایشان ستیغهای افراشته‌ی علم نبودند، بهمراه مقام عصمت (و مصونیّت از هرگونه خطا)2، آیا علم نهفته در آیات و سوره‌های قرآنی در نزد آنان نبود؟

4ـ ای وای از این فاجعه‌ی بزرگ در اسلام، که سرچشمه‌های «علوم وَحیانی» را، از آموختن آنچه بدان مأمور بودند، باز داشتند!

5ـ به خداوند سوگند، که آنان در هر‌ایستادی که داشتند، ذخیره‌ای خدایی بودند، برای گسترش حقایق قرآنی، در توده‌های بشری.

6ـ آیا می‌شود امام محمّد باقر‌(ع) باشد، و رهبر شعارهای قرآن نباشد، آیا می‌شود امام جعفر صادق(ع) در میان امّت باشد، و او پراکننده‌ی علم راستین و نفس الامری نباشد؟

7ـ آیا می‌توان راهی را که امام ابو‌الحسن الرّضا‌(ع) ، در احتجاجهای خویش، بر‌ضدّ و ردّ نِحلَه‌ها و افکار گمراه کننده پیمود، امّت نپیماید؟3

8ـ آیا چه کسی جز آل محمّد‌(ص) عقل (و بهره‌وری از عقل و تعقّّل) را آنسان شناسانده و توصیف کرده، و از دفائن عقول (عقل دفائنی) آن‌گونه سخن گفته است؟!

9ـ آیا مردان عدالت را، در غیر دستورهای حکیمانه‌ای که آل‌محمّد‌(ص) ، برای اجرای عدالت وضع کردند می‌جویند؛ همان دستورهایی که راویان موثُق نقل کرده‌اند.

10ـ پس دیگر، جاهلان مدّعی علم را به خود وا نه، تا از خشکابهای جهل و فریب‌زدگی، آب بجویند، و تو خود، (به حکم فرد بیدار)، سر به آستانه‌ی کسانی فرود‌آر، که قرآن و آیات بیّنات در ستایش آنان (و ارجاع به آنان) فرود آمده است.

11ـ سیاستمداران زمان، توده‌های مسلمان را، از راه آل‌محمّد‌(ص) که هدایتشان می‌کرد باز داشتند، این بود که مذهب آنان همه گیر نشد، (و همه دنیای اسلام به مذهب جعفری دست نیافت).

12ـ در این میان تنها گروهی به خدمت آنان کمر بستند؛ آنچه را ایشان آموختند ضبط کردند، و آنچه را فرمودند حفظ نمودند.

13ـ خون آل‌محمّد(ع)، در گُله به گُله‌ی سرزمینهای اسلام بر‌زمین ریخت،4 و این همه شهادت و شهامت برای مرزبانی دین خدا بود، بدون اهمال و سستی.

14ـ آیا پیامبری که به میان خلق (از نوع خلق جاهلیّت با تحمّل آنهمه رنج و آزار) بیاید، و مردمان را با بهترین سیره و اخلاق هدایت کند، سزایش این است که با آل او و علوم و سعادت او، اینگونه رفتار شود، ای بشریّت تو پاسخ ده!

‌‌ 15ـ آیا، منصفانه است (و با تعهد قرآنی سازگار است)، که اصطلاحات یونانی، ومشتی سخنان رُم مسیحی، همه بر کتاب آسمانی قرار داده شود، که در قلّه‌ی متعالی‌ترین مراتب جای دارد؟

‌16ـ آیا، درست است که تعالیم هدایت وحیاتی، که خدا بر نزول آنها بر بشریّت منّت نهاده است، به مفاهیم هندی قبل از اسلام (و وحدت وجود سریناگاری)، برگردانده و تأویل گردد؟

17ـ آیا، هنگامی که روز سؤال و رستاخیز بیاید، ما در برابر قرآن پاسخی داریم، و حتی کتابی سراسر درخشش وحی را ادا کرده‌ایم؟

18ـ آیا، ما راه رهبران راستین را پیمودیم5، همانان که چه در حال حضور و چه در حال غیاب، گنجینه‌های حقایق نفس الامری و علم واقعیند.

19ـ آیا، حقایق استوار (و بدور از وهم و ریب و اختلاف)، در خور مقایسه است با افکار و انظار بشری (و همه محتمل الخطا6، و مخلوطی از عقل و وهم7، و در معرض استدلالهای ناقص و متضاد).

20ـ آیا، طالبان معرفت راستین، از نزد غیر آنان چنین مطلوبی را می‌جویند، ای مظلومْ هدایت الهی (و شناختهای وحیانی!)، یکی یاد آور خویش گردید!

21ـ آری، بزودی، اینهمه رأی و تأویل در برابر قرآن و تعالیم اوصیاء «ع» باطل اعلام می‌شود8، کی؟ هنگامی که مهدی آل محمّد «ص» (ناشر معرفت و مجری عدالت) ظهور کند، و وعده‌ها و انذارهای الهی تحقٍّق پذیرد…

*

روزگار، خود پایدار نیست، لیکن بازیهای روزگار گاه پایدار است.

در عهد بعثت پیامبر اکرم‌(ص) ـ چه 13سال مکّه و چه 10 سال مدینه ـ محتوای قرآنی در جزیرة العرب و خارج جزیره منتشر گشت، و به اغلب گوشها رسید. طرّاحان و فعّالان هر یک از گروههای سردمدار، در آن روز (یهود، مسیحیّت و درباربیزانس، متکاثران بازار مکّه، باقیماندگان از قریشِ هنوز کین‌توز نسبت به اسلام)، بخوبی دانستند که اگر این محتوی، در ساختار‌دهی به فرد و ساختار‌دهی به جامعه، به عمل درآید، و فرد قرآنی و جامعه‌ی قرآنی (و «اُمّت واحدة») تشکیل یابد، دیگر هیچ‌جا، برای هیچ‌گونه بهره‌کشی و ستمگری و برده‌سازی، و فجور و تجاوز و تعدّی، و فرعونیّت و استبداد و حکمروایی، و تحقیر انسان، و توهین به ارزشها ـ که کار آنان بود‌‌ـ باقی نخواهد ماند.

کتابی که آمده است تا عالی‌ترین درک توحیدی، و عمیق‌ترین برداشت از مفهوم «قسط» و «عدالت» را، به میان بشریّت گمراه ستمگر و ستمکش بیاورد، و با فریاد ولا‌تَبْخَسُوا النّاسَ أشیاءهُم9، کوچک‌ترین حقها و ارزش‌ها را نادیده نگیرد، و بلندترین سکّوی کرامت را به انسانها ارزانی دارد، و «نظام عامل بالعدل» (در سطح سیاست)، و «جامعه‌ی قائم بالقسط» (در سطح امّت) بسازد، چگونه ممکن است راه را برمال پرستی یهود، کار شکنیهای بنیادین مسیحیّت و درباربیزانس، و استثمارگری بازار متکاثر مکه، باز گذارد؟ و سقوط فرهنگی و اعتقادی بت‌پرستانِ باقیمانده را برتابد؟

اینها بود که پیامبر اکرم‌(ص) همواره تأکید داشت که امّت به قرآن و عالمان علوم قرآنی و عاملان به قرآن ـ که تربیت یافتگان خود او بودند، یعنی علی‌(ع) و ائمّه‌ی‌اهل‌بیت‌(ع) ـ رجوع کنند، و از آنان تخلّف نورزند، و با فرهنگهای بیگانه با قرآن در نیامیزند، و ذهنیّت یکدست قرآنی را از دست ندهند!

و چون در دوران حیات پیامبر اکرم(ص)‌ـ با همه‌ی تلاشها و چالشها ـ نتوانستند این مانع بزرگ، یعنی قرآن (کتاب تحوّل‌آفرین) را از سر راه خود بردارند، برای پس از پیامبر‌(ص) مجهّز گشتند، و اتحادیّه‌ی قدرتهای یاد شده، به دو حذف بزرگ دست یازیدند:

1. حذف سیاسی،

2. حذف علمی.

در مرحله‌ی «حذف سیاسی»، حاکمیّت قرآنی، از کسی که قرآن کریم و پیامبر اکرم‌(ص) درباره‌ی او سفارشها کرده بودند، و بنا بود قدرت اسلامی را بدست گیرد و به قرآن عمل کند، و إنَّ اللّهَ یَأمُرُ بالعَدل، و لِیَقُومَ النّاسُ بالقِسط را، در سرلوحه‌ی کار حکومت قرار دهد، و تکاثر و استثمار را براندازد، و فریاد: «وَلا تَکُنْ عبدَ غیرک وقد جَعَلَکَ اللّهُ حُرّاً؛ تو که آزاد آفریده شده‌ای، بردگی هیچ کس را مپذیر»10 را در اندازد، و فرزندان خود را (تا چه رسد به دیگران) از سوء استفاده باز دارد، گرفته شد!

کسی که پس از گذشتن 14 قرن از روزگار او، نامه‌ای که به فرماندار منصوب خود (برای رفتن به مصر) نوشته است، در یک مرکز جهانی بزرگ، «سند دادگستری بی‌نظیر» شناخته می‌شود و به ثبت می‌رسد. مناسب است مطلبی را که برخی رسانه‌ها و مطبوعات ـ به طور مستند ـ پخش کردند و نوشتند، در اینجا بیاورم، تا مردمِ بیشتری از آن اطّلاع یابند، و بدانند که با وجود چنین میراثی فوق ارزش، که در حقوق و حاکمیّت دارند، با نام ـ همان «علی»، چه روزگاری می‌گذارنند، و چه ستمهایی می‌بینند:

ایرنا، از عراق… اعلام کرد که سازمان ملل متّحد، نامه‌ی امام علی‌(ع) را، در دوره‌ی خلافت، به «مالک اَشتر نخعی»، فرماندار مصر منصوب خود، به عنوان تنها مرجع و سند عدالت‌گستر، در طول تاریخ بشر ثبت کرده است. شیخ جلال الدّین الصّغیر، که در گفت‌وگو با تلویزیون اطلاع رسانی عراق سخن می‌گفت، افزود: متن نامه‌ی امام علی‌(ع)، که مورد ارزیابی نخبگان ادیان مختلف قرار گرفته، به عنوان رمز عدالت‌خواهی و مصداق عمل یک حاکم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، بی‌سابقه در طول عمر تاریخ بشر شناخته شده است. وی گفت: مطالعه‌ی زندگی امام علی(ع)، کارشناسان سازمان ملل را شگفت زده کرد، و به همین دلیل این نهاد، این نامه را «سند داد‌گستری بی‌نظیر» شناخته و به ثبت رسانده است».11

با وجود حذف بسیار مهم یاد شده، و فوق زیانبار برای اسلام و انسانیّت و تاریخ، صاحبان مقاصد و اهداف، این حذف را بسنده ندانستند، چرا؟ چون قرآن، کتاب حکمت وَحْیانی و تربیت ربّانی بود، و برای «فرد سازی» و «جامعه‌پردازی» آمده بود، از این‌رو می‌فهمیدند که «حکمت قرآنی» و عالمان و کارشناسان الهی قرآن کریم نیز اگر در میان امّت فعّال باشند، و به تعلیم و تربیت اسلامی و نشر فکر آزادی قرآنی بپردازند، امّت ـ در هر نسل ـ به آگاهی قرآنی خواهد رسید، و نسلهای اسلام، با این آگاهی تربیت خواهند شد، و مشکل اجرای عدل و قسط باز خواهد گشت.

پس باید دست به اقدامهایی زد، که فضای جوامع اُمّت، نه تنها از نظر سیاست و ماهیّتِ حاکمیّت، به خلوص اندیشه‌ی قرآنی دست نیابد، بلکه از نظر فرهنگی و اندیشه‌های الهی و سلوکی و تربیتی و اقدامی و انسانی و اجتماعی و حقوقی و حماسی نیز از خلوص اندیشه‌ی قرآنی ـ که می‌توانست با تعالیم اوصیایی استمرار یابد ـ دور ماند.

این بود که برای وارد کردن اندیشه‌های مختلف غیر قرآنی، در میان اُمّت قرآن و ترویج آن اندیشه‌ها نقشه‌ها کشیده شد. من در اینجا خود چیزی نمی‌گویم، و دنباله‌ی سخن را به فیلسوف معاصر، علاّمه‌ی طباطبایی می‌سپارم (در پاسخ این سؤال که چرا خلفای بنی‌عبّاس، با کمک مترجمان یهودی، مسیحی، صابئی و… ـ و با صرف هزینه‌ها و کوششهایی بسیار ـ به ترجمه‌ی فلسفه‌ی قدیمی یونانی و کتب اقوام قبل از قرآن پرداختند؟):

… حکومتهای معاصر با ائمّه‌ی هُدی، نظر به اینکه از آن حضرات دور بودند، از هر‌جریان و از هر‌راه ممکن، برای کوبیدن آن حضرات‌(ع)، و باز داشتن مردم از مراجعه به ایشان و بهره‌مندی از علومشان، استفاده می‌کردند، می‌توان گفت که ترجمه‌ی «الهیّات»، به منظور بستن در خانه‌ی اهل‌بیت‌(ع) بوده است.12

لیکن چیزی که مایه‌ی شگفتی بسیار است، اینست که این هدف و نقشه‌ی ماندگار و این سیاست تهاجم فکری و فر

/ 0 نظر / 77 بازدید